سه شنبه هجدهم اسفند 1383
زهرا و آخرين لحظات زندگانى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)
بيمارى رسول خدا در روزهاى آخر عمرش شدّت يافت.
فاطمه(عليها السلام) در كنار بستر پيامبر، چهره نورانى و ملكوتى پدر را مىنگريست كه از شدّت تب عرق مىريخت.
فاطمه در حالى كه به پدر نگاه مىكرد به گريه افتاد، پيامبر نتوانست ناآرامى دخترش را تحمّل كند، در گوش او سخنى گفت كه فاطمه آرام شد و لبخند زد.
لبخند زهرا(عليها السلام) در آن حال شگفت آور بود.
از او سؤال كردند كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)چه رازى را به او فرمود؟ پاسخ داد: تا پدرم زنده است رازش را فاش نمىكنم.
پس از رحلت پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) راز آشكار شد.
فاطمه گفت: پدرم به من فرمود: تو نخستين كس از اهل بيت من هستى كه به من ملحق مىشوى، و از اين رو شاد شدم.
در ميان سخنان اندكى كه از دختر گرامى رسول خدا در مجامع روايى فريقين نقل شده، چهل حديث را، كه هر يك درسى از فضيلت و فهم دين و حيا و دعوت به توحيد است، برگزيدم، تا دل هاى حقجويان و جويندگان معارف خاندان نبوى و علوى بدان روشنى يابد و با الهام از اين كلمات نورانى، چراغ حكمت و هدايت ولايت شبستان فاطمى را به هنگام تحيّر و ضلالت، در پيش پاى خود برافروخته و فروزان بينند.
نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 21:18 |
لینک
|
سه شنبه هجدهم اسفند 1383
هدف قيام امام حسین(ع)
هدف قيام امام حسين(عليه السلام) را به آسانى و بدون تكلّف مىتوان از سخنان آن حضرت استنباط كرد.
آن گاه كه امام(عليه السلام) بر اثر تهاجم عمّال حكومت ناچار شد از مدينه خارج گردد، در ضمن نوشته هاى، هدف حركت خود را چنين شرح داد:
1 ـ «إِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى، أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَأَسيرَ بِسيرَةِجَدّى وَأَبى عَلِىِّ بْنِ أَبيطالِب»; يعنى: «من از روى خود خواهى و خوشگذرانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم، من فقط براى اصلاح در امّت جدّم از وطن خارج شدم.
مىخواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سيره و روش جدّم و پدرم على بن ابيطالب عمل كنم.»در اين سخن چند نكته مهمّ، شايان توجّه است:1 ـ اصلاح امّت، 2 ـ امر به معروف و نهى از منكر، 3 ـ تحقّقِ سيره و روش پيامبر و على(عليهم السلام).
2 ـ آن حضرت در مقام ديگرى فرموده است:«أَللّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ ما كانَ مِنّا تَنافُسًا فى سِلْطان وَلاَاِلْتماسًا مَنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَلكِنَّ لِنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِنْ دينِكَ وَنَظْهِرَ الاِْصْلاحَ فى بِلادِكَ وَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مَنْ عِبادِكَ ويُعْمَلَ بِفَرائِضِكَ وَسُنَنِكَ وَأَحْكامِكَ.»«بار خدايا! تو مىدانى كه آنچه از ما اظهار شده براى رقابت در قدرت و دستيابى به كالاى دنيا نبوده، بلكه هدف ما اين است كه نشانه هاى دينت را به جاى خود برگردانيم و بلادت را اصلاح نماييم، تا ستمديدگان از بندگانت امنيّت يابند و به واجبات و سنّتها و دستورهاى دينت عمل شود.»در اين سخن هم چند نكته قابل توجّه است:1 ـ برگرداندن نشانه و علائم دين به جاى اصلى خود،2 ـ اصلاحات در همه شهرها،3 ـ ايجاد امنيّت براى مردم،4 ـ فراهم ساختن زمينه عمل به واجبات و مستحبّات و احكام الهى.
3 ـ در برخورد با سپاه حرّ بن يزيد رياحى فرمود:«أَيُّهَا النّاسُ فَإِنَّكُمْ إِنْ تَتَّقُوااللهَ وَتَعْرِفُوا الْحَقَّ لاَِهْلِهِ يَكُنْ أَرْضى للهِ وَنَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّد(صلى الله عليه وآله وسلم) أَوْلى بِوِلايَةِ هذا الاَْمْرِ مِنْ هؤُلاءِ الْمُدَّعينَ ما لَيْسَ لَهُمْ وَالسّائرينَ بِالْجَوْرِ وَالْعُدْوانِ.»«اى مردم اگر شما از خدا بترسيد و حقّ را براى اهلش بشناسيد، اين كار بهتر موجب خشنودى خداوند خواهد بود.
و ما اهل بيت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)، به ولايت و رهبرى، از اين مدّعيانِ نالايق و عاملان جور و تجاوز، شايسته تريم .»
4 ـ و نيز در مقام ديگر فرمود:«إِنّا أَحَقُّ بِذلِكَ الْحَقِّ الْمُسْتَحَقِّ عَلَيْنا مِمَّنْ تَوَلاّهُ.»«ما اهل بيت به حكومت و زمامدارى ـ نسبت به كسانى كه آن را تصرّف كرده اند ـ سزاوارتريم.»از اين دو بخش از سخن امام(عليه السلام) نيز به وضوح استفاده مىشود كه آن حضرت خود را شايسته رهبرى و زمامدارى بر مردم مىداند، نه يزيد فاسد و دستگاه جائر او را.
بنابراين، هدف امام حسين(عليه السلام) در اين قيام ، تحقّقِ كاملِ حقّ بوده است.
امورى كه آن حضرت به عنوان فلسفه قيامش به آنها اشاره مىكند، از قبيل: اصلاح امّت، امر به معروف و نهى از منكر، تحقّق سيره پيامبر و على، برگرداندن علائم و نشانه هاى دين به جاى خود، اصلاحات در شهرها، امنيّت اجتماعى، فراهم ساختن زمينه اجراى احكام، همه و همه اين امور، زمانى قابل تحقّق و اجراست كه ولايت و حكومت در مجرا و مسير اصلىاش قرار گيرد و به دست امام(عليه السلام)بيفتد; لذا فرمود: «ما اهل بيت شايسته اين مقاميم نه متصرّفانِ متجاوز و جائر».
پس هدف نهايى آن حضرت، تشكيل حكومت اسلامى بر اساس سيره پيامبر و على بوده است; كه در پرتو آن، احكام الهى اجرا مىشود و نشانه هاى دين آشكار و شهرها اصلاح و امنيّت پابرجا و امر به معروف و نهى از منكر انجام، و سيره و سنّت پيامبر و على متحقّق، و در نتيجه كار امّت اصلاح مىگردد.
نكته شايان توجّه اين كه تلاش خالصانه براى تشكيل حكومت اسلامى كه منبع و منشأ تمام خيرات و بركات است ـ و شعبه مهّم ولايت على و آل على(عليه السلام) هم كه همان قبول حاكميّت و پذيرش تفسير آنان از دين است ـ غير از حكومت و سلطنت استبدادى و رياست طلبى و كشورگشايى بر اساس هواهاى نفسانى است كه منشأ تمام مفاسد و شُرور است.
نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 21:15 |
لینک
|
سه شنبه هجدهم اسفند 1383
|
امام سجّاد(عليه السلام)
پرتوى از سيره و سيماى امام زين العابدين(عليه السلام)
حضرت على بن الحسين ، ملقّب به سجّاد و زين العابدين، روز پنجم شعبان سال 38 هجرى يا 15 جمادى الاولى همان سال، در مدينه ديده به جهان گشود و در روز 12 و يا 25 محرّم سال 95 هجرى، درمدينه، به دسيسه هشام بن عبدالملك، مسموم گرديد و در 56 سالگى به شهادت رسيد. مزار شريف آن حضرت در مدينه در قبرستان بقيع مىباشد. مادر مكرّمه آن حضرت بنا بر منابع تاريخ اسلامى، غزاله از مردم سند يا سجستان كه به سلافه يا سلامه نيز مشهور است، مىباشد. ولى بعضى از منابع ديگر نام او را شهربانويه، شاه زنان ، شهرناز، جهان بانويه و خوله، ياد كردهاند. امام سجّاد(عليه السلام) در بدترين زمان از زمان هايى كه بر دوران رهبرى اهل بيت گذشت مىزيست، چه، او با آغاز اوج انحرافى، معاصر بود كه پس از وفات رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) روى داد. امام(عليه السلام) با همه محنتها و بلاها كه در روزگار جدّ بزرگوارش اميرالمؤمنين(عليه السلام) آغاز گرديده بود همزمان بود. او سه سال پيش از شهادت امام على(عليه السلام)متولّد گرديد، وقتى ديده به جهان گشود، جدّش اميرمؤمنان(عليه السلام)در خطِّ جهادِ جنگِ جمل، غرق گرفتارى بود و از آن پس با پدرش امام حسين(عليه السلام) در محنت و گرفتاريهاى فراوان او شريك بود. او همه اين رنج ها را طى كرد و خود به طور مستقل روياروى گرفتاريها قرار گرفت. محنت و رنج او وقتى بالا گرفت كه لشكريان يزيد در مدينه وارد مسجد رسول اللّه شدند و اسب هاى خويش را در مسجد بستند، يعنى همان جايى كه انتظار آن مىرفت مكتب رسالت و افكار مكتبى در آنجا انتشار يابد، امّا برعكس، آن مكان مقدّس در عهد آن امام تقوا و فضيلت، به دست سپاه منحرف بنىاميّه افتاد و آنان ضمن تجاوز به نواميس مردم مدينه و كشتار فراوان، بىپروايى را از حدّ گذراندند و حرمت مدفن مقدّس رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)و مسجدش را هتك نمودند. امام سجّاد(عليه السلام) براى پيش راندن مسلمانان به سوى نفرت از بنىاميّه و افزودن مبارزه جويى با آنان، تلاش هاى مؤثّرى نمود. و هر گاه فرصتى به دست مىآمد، مردم را بر ضدّ امويان تحريك مىكرد. و با احتياط، برنامه حاكمان منحرف را تحت نظر قرار مىداد. امام(عليه السلام) براى آگاهى مردم، اسلوب دعا را به كار برد، به طورى كه دعاهاىآن حضرت، رويدادهاى عصر او را تفسير مىكند. صحيفه سجّاديّه كه به زبور آل محمّد مشهور است، اثر بىنظيرى است كه در جهان اسلام، جز قرآن كريم و نهج البلاغه، كتابى به اين عظمت و ارزش، پديد نيامده كه پيوسته مورد توجه بزرگان و علما و مصنّفان باشد. از ديگر آثار ارزنده به جا مانده از امام سجّاد(عليه السلام)، مجموعه اى تربيتى و اخلاقى است به نام رساله حقوق كه امام(عليه السلام) در آن وظايف گوناگون انسان را در برابر خدا و خود و ديگران، با بيانى شيوا و گويا بيان كرده است. مجموعه حقوقى كه در اين رساله ذكر شده جمعاً 51 حقّ مىباشد.
|
نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 21:13 |
لینک
|
سه شنبه هجدهم اسفند 1383
به اطلاع اعضای محترم هیئت می رسانیم که روز جمعه مورخ ۲۱/۱۲/۸۳ سالگرد مرحوم حاج براتعلی
شعبانی برگزار خواهد گردید:
طبق برنامه صبح آن روز ساعت: ۹:۳۰ صبح حرکت از جلوی درب منزل ایشان به سمت بهشت الزهرا.
بعد از مراسم پذیرائی در منزل آن مرحوم بصرف نهار .
آدرس: خ آزادی، خ ۲۱متری جی، روبروی شهاب، پلاک ۲۱۱
نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 21:7 |
لینک
|
دوشنبه هفدهم اسفند 1383
حضرت محمد(ص):
نشانه نيكوكار ده چيز است: 1ـ براي خدا دوست دارد. 2ـ براي خدا دشمن دارد. 3ـ براي خدا يار مي شود. 4ـ براي خدا جدا مي شود. 5ـ براي خدا خشم مي كند. 6ـ براي خدا خشنود مي شود. 7ـ براي خدا كار مي كند. 8ـ خدا جو است. 9ـ خدا ترس است و در هراس و خوف، پاك و با اخلاص و شرمنده و مراقب. 10ـ براي خدا احسان مي كند. تحف العقول ـ 22
نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 20:49 |
لینک
|
یکشنبه شانزدهم اسفند 1383
|
|
|

|
مسئله عاشورا دو جنبه و دو چهره دارد:
۱. چهره زيبايي ها؛ يعني ،عظمتي كه حضرت ابا عبدالله ( ع ) و ياران ايشان در ابعاد مختلف آفريده وعالي ترين جلوه هاي كمال انساني را با عمل خويش ترسيم نموده وبزرگترين درس را به كل تاريخ بشريت آموختند . اين بعد از حادثه عاشورا بسيار غرورانگيز و افتخارآفرين است و به راستي بايد به خودباليد كه در چنين مكتب درخشاني پا به عرصه وجود نهاده و در آن رشد يافته و با آن مي ميريم و حاضريم همه هستي خود را در اين راه نثار كنيم.
۲. چهره ديگر عاشورا جنبه غمبار و اسفبار آن است .
اسف از اين كه چرا امت حق امام ( ع ) را پاس نداشته و ناجوانمردانه ترين حركات را نسبت به محبوب ترين خلق خدا و شريف ترين انسان ها رواداشتند .
ظلمي كه بر امام ( ع ) و اهلبيت و ياران ايشان تحميل شد، دل هر انسان نيكوسيرتي را به درد مي آورد و روح آدمي را سخت مي آزارد . از طرف ديگر اشك گاهي از سوز است و گاه از سر شوق . گريه بر اباعبدالله ( ع ) از هر دو نوع است . يعني هم مصائب ايشان سيلاب اشك ازديد گان فرو مي ريزد و هم عظمت و شگفت آفريني هاي آن حضرت وياران ايشان .
كيست كه بشنود در آن صحراي سوزان با وجود عطش جانكاه ، در ميان صدها يا هزاران مامور دشمن حضرت ابوالفضل العباس ( ع ) خود را به شريعه رساند و چون در رودي عظيم و آب گواراقرار گرفت و آب را تا دهان برآورد، ولي همين كه به ياد تشنگي حضرت اباعبدالله ( ع ) و فرزندانشان افتاد به خود اجازه نوشيدن نداد و لب تشنه بامشك پر از آب برگشت . آيا اين مردانگي و شرافت آد مي را به ريختن اشك شوق وادار نمي سازد؟
از سوي ديگر گريه و عزاداري به حضرت سيد الشهداء (ع) در نصوص ديني سخت مورد تاكيد و توجه واقع شده و ازافضل قربات دانسته شده است . اين مسئله فلسفه هاي سازنده و تربيتي مهمي دارد، از جمله :
1- زنده داشتن ياد و تاريخ پرشكوه نهضت حسيني ،
2- الهام بخش روح انقلابي و ستم ستيزي ،
3- پيوند عميق عاطفي بين امت و الگوهاي راستين ،
4- اقامه مجالس ديني در سطح وسيع و آشنا شدن مردمان با معارف ديني ،
5- پالايش روح و تزكيه نفس ،6- اعلام وفاداري نسبت به مظلوم و مخالفت با ظالم و . ...
7- نكته ديگراين كه وجود مراسم عزاداري بزرگ ترين ابزارگسترش فرهنگ حسيني ( ع ) است .
ليكن در اين باره بايد دقت كافي را درسالم سازي و بهينه سازي اين مجالس و زدودن آفت ها و انحرافات از آن به عمل آورد .
نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 21:4 |
لینک
|
جمعه چهاردهم اسفند 1383
نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 9:51 |
لینک
|
چهارشنبه دوازدهم اسفند 1383
نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 18:52 |
لینک
|
چهارشنبه دوازدهم اسفند 1383
نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 18:51 |
لینک
|
سه شنبه یازدهم اسفند 1383
نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 9:52 |
لینک
|
سه شنبه یازدهم اسفند 1383
نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 9:51 |
لینک
|
سه شنبه یازدهم اسفند 1383
نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 9:51 |
لینک
|
یکشنبه نهم اسفند 1383
نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 11:25 |
لینک
|
سه شنبه چهارم اسفند 1383
|
 |
نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 14:59 |
لینک
|
دوشنبه سوم اسفند 1383

بسْمِ الله الرَّحمنِ الرَّحيم






نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 15:17 |
لینک
|
دوشنبه سوم اسفند 1383
نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 15:13 |
لینک
|
پنجشنبه پانزدهم بهمن 1383
نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 10:10 |
لینک
|