تبليغاتX
هیئت متوسلین به ائمه اطهار(ع)
اردهالیهای مقیم تهران

اولين مجلس عزاى حسين(ع)

كتاب: مجموعه آثار ج 17 ص 406

نويسنده: شهيد مطهرى

از عصر عاشورا زينب تجلى مى‏كند.از آن به بعد به او واگذار شده بود.رئيس قافله اوست چون يگانه مرد زين العابدين(سلام الله عليه)است كه در اين وقت‏به شدت مريض است و احتياج به پرستار دارد تا آنجا كه دشمن طبق دستور كلى پسر زياد كه از جنس ذكور اولاد حسين هيچ كس نبايد باقى بماند،چند بار حمله كردند تا امام زين العابدين را بكشند ولى بعد خودشان گفتند:«انه لما به‏» (1) اين خودش دارد مى‏ميرد.و اين هم خودش يك حكمت و مصلحت‏خدايى بود كه حضرت امام زين العابدين بدين وسيله زنده بماند و نسل مقدس حسين بن على باقى بماند.يكى از كارهاى زينب پرستارى امام زين العابدين است.

در عصر روز يازدهم اسرا را آوردند و بر مركبهايى(شتر يا قاطر يا هر دو)كه پالانهاى چوبين داشتند سوار كردند و مقيد بودند كه اسرا پارچه‏اى روى پالانها نگذارند،براى اينكه زجر بكشند.بعد اهل بيت‏خواهشى كردند كه پذيرفته شد.آن خواهش اين بود:«قلن بحق الله الا ما مررتم بنا على مصرع الحسين‏» (2) گفتند:شما را به خدا حالا كه ما را از اينجا مى‏بريد،ما را از قتلگاه حسين عبور بدهيد براى اينكه مى‏خواهيم براى آخرين بار با عزيزان خودمان خدا حافظى كرده باشيم.در ميان اسرا تنها امام زين العابدين بودند كه به علت‏بيمارى،پاهاى مباركشان را زير شكم مركب بسته بودند،ديگران روى مركب آزاد بودند.وقتى كه به قتلگاه رسيدند،همه بى اختيار خودشان را از روى مركبها به روى زمين انداختند.زينب(سلام الله عليها) خودش را به بدن مقدس ابا عبد الله مى‏رساند،آن را به يك وضعى مى‏بيند كه تا آن وقت نديده بود:بدنى مى‏بيند بى سر و بى لباس،با اين بدن معاشقه مى‏كند و سخن مى‏گويد:«بابى المهموم حتى قضى،بابى العطشان حتى مضى‏» (3) .آنچنان دلسوز ناله كرد كه‏«فابكت و الله كل عدو و صديق‏» (4) يعنى كارى كرد كه اشك دشمن جارى شد،دوست و دشمن به گريه در آمدند.

مجلس عزاى حسين را براى اولين بار زينب ساخت.ولى در عين حال از وظايف خودش غافل نيست.پرستارى زين العابدين به عهده اوست،نگاه كرد به زين العابدين،ديد حضرت كه چشمش به اين وضع افتاده آنچنان ناراحت است كانه مى‏خواهد قالب تهى كند، فورا بدن ابا عبد الله را رها كرد و آمد سراغ زين العابدين:«يا بن اخى!»پسر برادر!چرا تو را در حالى مى‏بينم كه مى‏خواهد روح تو از بدنت پرواز كند؟فرمود: عمه جان!چطور مى‏توانم بدنهاى عزيزان خودمان را ببينم و ناراحت نباشم؟زينب در همين شرايط شروع مى‏كند به تسليت‏خاطر دادن به زين العابدين.

ام ايمن زن بسيار مجلله‏اى است كه ظاهرا كنيز خديجه بوده و بعدا آزاد شده و سپس در خانه پيغمبر و مورد احترام پيغمبر بوده است،كسى است كه از پيغمبر حديث روايت مى‏كند.اين پير زن سالها در خانه پيغمبر بود.روايتى از پيغمبر را براى زينب نقل كرده بود ولى چون روايت‏خانوادگى بود يعنى مربوط به سرنوشت اين خانواده در آينده بود،زينب يك روز در اواخر عمر على عليه السلام براى اينكه مطمئن بشود كه آنچه ام ايمن گفته صد در صد درست است،آمد خدمت پدرش:يا ابا!من حديثى اينچنين از ام ايمن شنيده‏ام،مى‏خواهم يك بار هم از شما بشنوم تا ببينم آيا همين طور است؟همه را عرض كرد.پدرش تاييد كرد و فرمود:درست گفته ام ايمن، همين طور است.

زينب در آن شرايط اين حديث را براى امام زين العابدين روايت مى‏كند.در اين حديث آمده است اين قضيه فلسفه‏اى دارد،مبادا در اين شرايط خيال كنيد كه حسين كشته شد و از بين رفت.پسر برادر!از جد ما چنين روايت‏شده است كه حسين عليه السلام همين جا،كه اكنون جسد او را مى‏بينى،بدون اينكه كفنى داشته باشد دفن مى‏شود و همين جا،قبر حسين،مطاف خواهد شد.

بر سر تربت ما چون گذرى همت‏خواه كه زيارتگه رندان جهان خواهد بود

آينده را كه اينجا كعبه اهل خلوص خواهد بود،زينب براى امام زين العابدين روايت مى‏كند.بعد از ظهر مثل امروزى را-كه يازدهم بود-عمر سعد با لشكريان خودش براى دفن كردن اجساد كثيف افراد خود در كربلا ماند.ولى بدنهاى اصحاب ابا عبد الله همان طور ماندند.بعد اسرا را حركت دادند(مثل امشب كه شب دوازدهم است)،يكسره از كربلا تا كوفه كه تقريبا دوازده فرسخ است.ترتيب كار را اينچنين داده بودند كه روز دوازدهم اسرا را به اصطلاح با طبل و شيپور و با دبدبه به علامت فتح وارد كنند و به خيال خودشان آخرين ضربت را به خاندان پيغمبر بزنند.

اينها را حركت دادند و بردند در حالى كه زينب شايد از روز تاسوعا اصلا خواب به چشمش نرفته است.سرهاى مقدس را قبلا بريده بودند.تقريبا دو ساعت‏بعد از طلوع آفتاب در حالى كه اسرا را وارد كوفه مى‏كردند دستور دادند سرهاى مقدس را به استقبال آنها ببرند كه با يكديگر بيايند.وضع عجيبى است غير قابل توصيف!دم دروازه كوفه(دختر على،دختر فاطمه اينجا تجلى مى‏كند)اين زن با شخصيت كه در عين حال زن باقى ماند و گرانبها،خطابه‏اى مى‏خواند.راويان چنين نقل كرده‏اند كه در يك موقع خاصى زينب موقعيت را تشخيص داد:«و قد او مات‏»دختر على يك اشاره كرد.عبارت تاريخ اين است:«و قد او مات الى الناس ان اسكتوا فارتدت الانفاس و سكنت الاجراس‏» (5) يعنى در آن هياهو و غلغله كه اگر دهل مى‏زدند صدايش به جايى نمى‏رسيد،گويى نفسها در سينه‏ها حبس و صداى زنگها و هياهوها خاموش گشت،مركبها هم ايستادند(آمدها كه مى‏ايستادند،قهرا مركبها هم مى‏ايستادند).خطبه‏اى خواند.راوى گفت:«و لم ار و الله خفرة قط انطق منها» (6) .اين‏«خفره‏»خيلى ارزش دارد.«خفره‏»يعنى زن با حيا.اين زن نيامد مثل يك زن بى حيا حرف بزند.زينب آن خطابه را در نهايت عظمت القاء كرد.در عين حال دشمن مى‏گويد:«و لم ار و الله خفرة قط انطق منها»يعنى آن حياى زنانگى از او پيدا بود.شجاعت على با حياى زنانگى در هم آميخته بود.

در كوفه كه بيست‏سال پيش على عليه السلام خليفه بود و در حدود پنج‏سال خلافت‏خود خطابه‏هاى زيادى خوانده بود،هنوز در ميان مردم خطبه خواندن على عليه السلام ضرب المثل بود.راوى گفت:گويى سخن على از دهان زينب مى‏ريزد،گويى كه على زنده شده و سخن او از دهان زينب مى‏ريزد،مى‏گويد وقتى حرفهاى زينب-كه مفصل هم نيست،ده دوازده سطر بيشتر نيست-تمام شد،مردم را ديدم كه همه،انگشتانشان را به دهان گرفته و مى‏گزيدند.

اين است نقش زن به شكلى كه اسلام مى‏خواهد،شخصيت در عين حيا،عفاف،عفت،پاكى و حريم.تاريخ كربلا به اين دليل مذكر-مؤنث است كه در ساختن آن،هم جنس مذكر عامل مؤثرى است ولى در مدار خودش،و هم جنس مؤنث در مدار خودش.اين تاريخ به دست اين دو جنس ساخته شد.

و لا حول و لا قوة الا بالله

پى‏نوشت‏ها:

1) بحار الانوار،ج 45/ص 61.

2) بحار الانوار،ج 45/ص 58،اللهوف ص 55،و نظير اين عبارت در مقتل الحسين مقرم، ص‏396 و مقتل الحسين خوارزمى،ج 2/ص‏39 آمده است كه تماما از حميد بن مسلم روايت مى‏كنند.

3 و 4) بحار الانوار ج 45/ص‏59.

5 و 6) بحار الانوار،ج 45/ص 108.

نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 16:52 | لینک  | 

ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که دادی مرواد از یادت
..........
لحظه لحظه های انتظار
قطره قطره های شوق
از برای دیدن نگاه توست
دل هامان را برای دیدن روی ماهش اماده کنیم که هر لحظه به دیدار نزدیک تر می شویم
موفق باشی

 

با تشکر از شما وبرای احترام به شما خواننده محترم از مطلب شما استفاده کردیم
نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 15:24 | لینک  | 

 مراسم اربعین حسینی

زمان: چهارشنبه ۱۰/۱/۸۴ مصادف با شب اربعین از ساعت ۲۰:۳۰ الی ۲۳

مکان: تهران - خیابان جیحون نرسیده به طوس کوچه احمد خان بیگی پلاک ۳۲

نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 14:16 | لینک  | 

آثار و نتايج نهضت عاشورا

1ـقطع نفوذ دينى بنى اميه بر افكار مردم‏

2ـاحساس گناه و شرمسارى در جامعه،بخاطر يارى نكردن حق و كوتاهى در اداى تكليف‏

3ـفرو ريختن ترسها و رعبها از اقدام و قيام بر ضد ستم‏

4ـرسوايى يزيديان و حزب حاكم اموى‏

5ـبيدارى روح مبارزه در مردم‏

6ـتقويت و رشد انگيزه‏هاى مبارزاتى انقلابيون‏

7ـپديد آمدن مكتب جديد اخلاقى و انسانى(ارزشهاى نوين عاشورايى و حسينى)

8ـپديد آمدن انقلابهاى متعدد با الهام از حماسه كربلا

9ـالهام بخشى عاشورا به همه نهضتهاى رهايى بخش و حركتهاى انقلابى تاريخ‏

10ـتبديل شدن«كربلا»به دانشگاه عشق و ايمان و جهاد و شهادت،براى نسلهاى انقلابى شيعه‏

11ـبه وجود آمدن پايگاه نيرومند و عميق و گسترده تبليغى و سازندگى در طول تاريخ،بر محور شخصيت و شهادت سيد الشهدا«ع»

نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 13:26 | لینک  | 

 


 

اربعين، چهلمين روز شهادت امام حسين عليه السلام است كه جان خود و يارانش را فداى دين كرد. ازآنجا كه گراميداشت ‏خاطره شهيد و احياء اربعين وى، زنده نگهداشتن‏ نام و ياد و راه اوست و زيارت، يكى از راههاى ياد و احياء خاطره است، زيارت‏ امام حسين‏«ع‏» به ويژه در روز بيستم ماه صفر كه اربعين آن حضرت است، فضيلت بسياردارد.

امام حسن عسكرى‏«ع‏» در حديثى علامتهاى ‏«مؤمن‏» را پنج چيز شمرده است:پنجاه و يك ركعت نماز در شبانه روز که هفده رکعت آن نمازهاي واجب و مابقي نوافل مي باشد، زيارت اربعين، انگشتر در دست راست کردن، پيشانى بر خاك نهادن در نماز ‏و«بسم الله الرحمن الرحيم» را در نماز،آشكارا گفتن.(1)

زيارت اربعين كه در اين روز مستحب است، در كتب ادعيه آمده است ‏و به اينگونه شروع مى‏شود: «السلام على ولى الله و حبيبه...» كه اين متن،از طريق ‏صفوان جمال از امام صادق‏«ع‏» روايت‏ شده است. زيارت ديگر آن است كه جابربن‏عبدالله انصارى دراين روز خوانده است و متن زيارت به عنوان زيارتنامه آن امام در نيمه ‏ماه رجب نقل شده و با جمله‏«السلام عليكم يا آل الله...» شروع مى‏شود.(2) مورخان نوشته‏اند كه جابربن عبدالله انصارى، همراه عطيه عوفى موفق شدند كه درهمان اولين اربعين پس ازعاشورا به زيارت امام حسين‏«ع‏» نائل آيند. وى كه آن هنگام ‏نابينا شده بود، در فرات غسل كرد و خود را خوشبو ساخت و گامهاى كوچك برداشت تا سر قبر حسين بن على‏«ع‏» آمد و با راهنمايى عطيه، دست روى قبر نهاد و بيهوش شد، وقتى به هوش آمد، سه بار گفت: يا حسين! سپس گفت:«حبيب لا يجيب حبيبه...» آنگاه ‏زيارتى خواند و روى به ساير شهدا كرد و آنان را هم زيارت نمود.(3)

زيارت پياده

آنچه در راه طلب خسته نگردد هرگز  

پاى پر آبله و باديه پيماى من است

 

غير ازعشق و محبت، كه پاى زائر را پياده به مرقد امام حسين‏عليه السلام مى‏كشاند و رنج ‏سفر و خوف و خطر را به جان مى‏خرد، پياده روى براى زيارت سيد الشهدا، ثواب بسيار دارد و مورد تاكيد پيشوايان دين است. امام صادق‏«ع‏» فرموده است:«من خرج من منزله يريد زيارة قبرالحسين بن على‏«ع‏» ان كان ماشيا كتبت له بكل خطوة حسنة و محا عنه سيئة...»(4) هر كس به قصد زيارت امام حسين‏«ع‏»، پياده از خانه‏اش خارج شود، خداوند در مقابل هر گام، براى او حسنه‏اى مى‏نويسد و گناهى از او مى‏زدايد.

يكى از زائران هميشگى امام حسين‏«ع‏» كه هر ماه آن حضرت را زيارت مى‏كرده، به خاطر پيرى و ناتوانى، يك بار نتوانست برود. نوبت بعد كه پياده پس از چند روز راهپيمايى به ‏حرم مى‏رسد و سلام مى‏دهد و نماز زيارت مى‏خواند، در خواب،آن حضرت را مى‏بيند كه به وى مى‏گويد:چرا به من جفا كردى، تو كه نيكوكار بودى... (5) اين شدت عنايت ائمه ‏را به زائر پياده مى‏رساند. معاوية بن وهب- از اصحاب امام صادق عليه السلام- مى‏گويد:

خدمت آن حضرت رسيدم. در مصلاى خود در خانه‏اش نشسته بود و پس از نماز با خداوند راز و نياز مى‏كرد. از جمله- در دعا نسبت به زائران قبرحسين‏«ع‏»- مى‏گفت:

«خدايا زائران قبرحسين را بيامرز، اينان كه در اين راه، پول خرج مى‏كنند، بدنهاى خود را دراين راه در معرض خطر قرار مى‏دهند... خدايا رحم كن بر چهره‏هايى كه آفتاب، رنگ آنها را تغيير داده، صورتهايى كه متوجه قبراباعبدالله است، چشمهايى كه در محبت ما اشك ‏مى‏ريزد... خدايا اين جانها و بدنها را به تو مى‏سپارم، تا كنار حوض كوثر به هم برسيم...»(6) اين سنت زيارت پياده، از زمان ائمه بوده و تا كنون نيز ادامه دارد و اجر بيشمارى براى ‏آن نقل شده است. فاضل دربندى مى‏نويسد: اين پياده بودن، يا به جهت فقيربودن زائراست كه نشان مى‏دهد اين زيارت، برخاسته از شوق و محبت است، يا به جهت آنست كه ‏زائر، خود را در برابر سلطان اقليم جوانمردى و خورشيد سپهر عصمت و شهادت كوچك ‏مى‏شمارد و در راه او، رنج ‏سفر پياده را بر خود هموار مى‏كند و هر دو ارزشمند است.(7) در عراق، از سالها پيش چنين رسم است كه هيئتها، دسته‏ها و كاروانهايى كوچك يا بزرگ، درايام خاصى از بصره، بغداد وعمدتا از نجف، براى زيارت كربلا پياده حركت‏مى‏كنند. به ويژه درايام زيارتى خاص مثل نيمه شعبان، اول رجب، ايام عاشورا و اربعين ‏بيشتر و پرشكوه تر است و اغلب، راه كنار ساحل فرات را انتخاب مى‏كنند كه از نجف تا كربلا 18 فرسنگ است و چند روز طول مى‏كشد. دراين كاروانهاى زيارتى پياده، علماى ‏بزرگ هم شركت مى‏كردند، همچون ميرزاى نايينى، آية الله كمپانى، سيد محسن امين، وبسيارى ازعلماى معاصر. دراين مسير، ديدار با عشاير و فعاليتهاى تبليغى هم انجام ‏مى‏گرفت و شعارهايى هم مطرح مى‏شد و روضه‏خوانى برگزار مى‏گشت.

در ايام حكومت بعثيها، اين پياده رويهاى پر شكوه، آن هم از طريق جاده غير رسمى‏ كنار فرات، رنگ مبارزه و مخالفت با رژيم عراق هم به خود مى‏گرفت و يك بار هم در ايام ‏اربعين حسينى در سال 1397 ه.ق به درگيريهاى سخت ميان نيروهاى بعثى با انقلابيون ‏شيعه و كاروانهاى زيارتى در طول راه و در حرم اباعبدالله الحسين‏«ع‏» انجاميد و كشته‏ها ومجروحان بسيارى داد، (8) و به‏«اربعين خونين‏» معروف شد.

در كوىعشق، درد و بلا  كم نمى‏شود  

 از باغ خلد، برگ و نوا كم نمى‏شود 

 

تيغ شهادتست دل گرم را علاج

اين تشنگى به آب بقاء كم نمى‏شود  

 

قاصد، تسلى دل عاشق نمى‏دهد 

شوق حرم  به  قبله نما، كم  نمى‏شود

 

نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 12:52 | لینک  | 

نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 12:10 | لینک  | 

من مرگ در راه خدا را جز سعادت و زندگي با ستمگران را جز رنج و افسردگي نمي بينم. امام حسين (ع)

 ثـــــــــــار الله               

                          دل من دوباره باز كرده بهونه ي حســـــــين                       

                    ميخونه شعر و ســـــــــــــــــــروده عاشقونه ي حسين

                دوسـت دارم هر چي دارم بدم به راه تو حسيـــــــــــــــــــــــــين

                    تا كه سيـــــــــــــــنه خيز بيام ميونه بين الحـــــــــرمين

                          همه ي زندگيمو به پاي زيــــــــنب ميزارم

                           كه به جز زينـب تو هيچ كس ديگه ندارم

                            اميدم فقط اينه اوني كه بر دل اميره

                              يه روزي بياد سرمو روي  زانوش

                                    بگــــــــــــــــــــــيره

                             يه گوشه چشم حسين تموم زندگيمونه

                            گريه برای حسين نمـــاز بندگيمونه

          ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                      سالار زينب يا حسين

                                         دلدار زينب يا حسين

                                                              اي تشنه لب يا حسيــــــــن

             ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 12:28 | لینک  | 

عزاداران حسین (ع)
شبهای محرم
نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 15:4 | لینک  | 

پیرزن ها هم حق دارند عزاداری کنند
نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 15:4 | لینک  | 

سقا کوچولو
نوشته شده توسط گروه فرهنگی در ساعت 15:3 | لینک  |